X
تبلیغات

داریوش خواننده و فعال اجتماعی

لطفا کمي صبر کنيد ...!

Please wait ...
Loading

بزرگترین وبلاگ هواداران داریوش اقبالی - متنهای شعر های داریوش

داریوش و یاران 

اخبار

پشت صحنه کلیپ سلول بی مرز

عکس های شبنشینی بهروز وثوقی

برای خرید آلبوم  و دی وی دی جدید کلیک کنید

موضوعات

اخبار

ديدني ها

شنيدني ها

زندگي نامه ها

  • داريوش اقبالي
  • اردلان سرفراز
  • ايرج جنتي عطايي
  • فريد زلاند
  • علي گزرسز

ديگر هنرمندان

  • گوگوش
  • ابي
  • ستار
  • هايده
  • ...(خواننده مورد علاقه شما)

نظرسنجي ها

صفحه شما

کنسرت ها

ارتباط با ما

عضويت

لینک دوستان

سایت رسمی داریوش
وبلاگ رسمی داریوش
وب سایت آینه
سایت بهبودی
سایت بهبودی چت
سایت آقای علی گزرسز
خرید آلبوم دنیای این روزای من برای داخل کشور

آرشیو وبلاگ

هفته اوّل فروردین 1389
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384

نویسنده

افشین داریوشی

آمار سایت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

free counters

لوگوی ما

 

 

كد جاوا


برای دانلود تمام آهنگ های آلبوم دنیای این روزای من کلیک کنید


 

برای دیدن عکس های کاور آلبوم دنیای این روزای من کلیک کنید


پشت صحنه کلیپ سلول بی مرز

عکس های شبنشینی بهروز وثوقی

new albom of dariush eghbali & fataneh eghbali 

دانلود آهنگ جدید داریوش به نام آی آدمها - تا بوی ایرانی

دوستاران داریوش اقبالی Dariush Fans Page

Promote Your Page Too

Google


در اين سايت


اين سایت را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن سایت! اضافه کردن اين سایت به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

 

تبليـغات


متنهای شعر های داریوش

نويسنده : افشین داریوشی

www.amh.blogfa.com 

 
تنگ غروبه
 
تنگ غروبه خورشید اسیره

می ترسم امشب خوابم نگیره

سیاهی شب چشم هاشو واکرد

ستاره ی من تو رو صدا کرد

باز مثل هر شب از دیده پنهون

یه مرد عاشق با چشم گریون

اواز می خونه از پشت دیوار

کی خوابه امشب کی مونده بیدار

چرا شب ما سحر نمی شه

گل ستاره پرپر نمی شه

تو شهر خورشید یه قصر نوره

راه من و تو ام شب چه دوره


حادثه
 
گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی

گفتی که منم با تو و لیکن تو نقابی اما تو نقابی

فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی

گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی

چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

هر منزل این راه بیابان هلاک است

هر چشمه سرابی است که بر سینه ی خاک است

در سایه ی هر یسگ اگر گل به زمین است

نقش تن ماری است که در خواب کمین است

در هر قدمت خار هر شاخه سر دار

در هر نفس ازار هر ثانیه صد بار

چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا

گفتی که مجوی اب وعطش باش سراپا

گفتم که نشانم بده گر چشمه ای انجاست

گفتی چو شدیم تشنه ترین قلب تو دریاست

گفتم که در این راه کو نقطه ی اغاز

گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز

چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

 


نازنین
 
ای نازنین ای نازنین در ائینه ما را ببین

از شرم این صد صد چهره ها در ائینه افتاده چین

از تند باد حادثه گفتی که جان در برده ایم

اما چه جان در بردنی دیریست که در خود مرده ایم

ای نازنین ای نازنین در ائینه مارا ببین

از شرم این صد چهره ها در ائینه افتاده چین

اینجا به جز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود

در غربت من مثل من هرگز کسی تنها نبود

عشق و شعور و اعتبار کالای بازار کساد

سوداگران در شکل دوست بر نارفیقان شرم باد

هجرت سرابی بود وبس خوابی که تعبیری نداشت

هر کس که روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشت

ای نازنین ای نازنین در ائینه مارا ببین

از شرم این صد چهره ها در ائینه افتاده چین

من با تو گریه کردهام در سوگ همراهان خویش

انان که عاشق مانده اند در خانه بر پیمان خویش

ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیر

تنها به یمن مرگ ما این قصه می ماند به جا

هجرت سرابی بود وبس خوابی که تعبیری نداشت

هر کس که روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشت

ای نازنین ای نازنین در ائینه ما را ببین

از شرم این صد چهره هادر ائینه افتاده چین

ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیر

تنها به یمن مرگ ما این قصه می ماند به جا

ای نازنین ای نازنین در ائینه مارا ببین

از شرم این صد چهره ها در ائینه افتاده چین


www.amh.blogfa.com

گرهه کور
 
کلاف سرنوشت من سردرگمه همیشه

طلسم کور این گره یه لحظه وا نمی شه

طناب سرنوشت من تنها پل عبوره

اما به بیراهه می ره با گره ای که کوره

دیروز مسیر قصه هام یه جاده بود به خورشید

امروز به بیراهه شده به شوره زار تردید

از بود و از نبودم دل کندم و بریدم

تا نیمه جون و خسته به این گره رسیدم

به من کمک کن ای عشق این گره رو واکنم

به قیمت سقوطم راهمو پیدا کنم

طناب سرنوشت من سر در گمه همیشه

طلسم کور این گره یه لحظه وا نمی شه

طناب سرنوشت من تنها پل عبوره

اما به بیراهه می ره هر گره ای که کوره

نه پشت سر راهی دارم نه راهی پیش رومه

اینجا نه اغازه برام نه راه من تمومه

ببین که جون ندارم همیشه در تلاشم

نذار تو این بیراهه هستیمو من ببازم

به من کمک کن ای عشق این گره رو وا کنم

به قیمت سکوتم راهمو پیدا کنم


عشق من عاشقم باش

تو غربتی که سرد تمام روز و شبهاش

             غریبه از من و ما عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش که تن به شب نبازم

            با غربت من بساز تا با خودم بسازم

عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش

تو خواب عاشقارو تعبیر تازه کردی

           کهنه حدیث عشق رو تفسیر تازه کردی

گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن

           از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن

قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن

          از عشق زنده بودن از عشق جون سپردن

وقتی که هق هق عشق ضجه ی احتیاجه

         سر جنون سلامت کهبهترین علاجه

عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست

         برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست

عشق من عاشقم باش نذاز بیفتم از پا

        بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا

عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش


نیایش

خدایم اه ای خدایم

صدایت میزنم بشنو صدایم

شکنجه گاه این دنیا شاید           به جرم زندگی این شد سزایم

آه ای خدایم بشنو صدایم

مرا بگذار با این ماجرایم           نمی پرسم چرا این شد سزایم

آه ای خدایم بشنو صدایم

گلویم مانده از فریاد و فریاد           ندارد کز غم مرگ صدا راه

به بغض در نفس پیچیده سوگند           به گلهای به خون غلطیده سوگند

به ما در سوگوار جاودانه               که داغ نوجوانان دیده سوگند

خدایا حادث در انتظارست ، به هر سو باد وحشی در گذار است

به فکر قتل عام لاله ها باش ، که خواب گل به گل پابوس خار است

خدایم ای پناه لحظه هایم  صدایت میزنم با گریه هایم

صدایت میزنم بشنو صدایم

الهی در شب فقرم بسوزان ، ولی محتاج نامردان مگردان

عتا کن دست بخشش همتم را ، خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می پذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم

کمک کن تا که با نا حق نسازم برای عشق و آزادی بمیرم

خدایم ای پناه لحظه هایم

صدایت میزنم با گریه هایم

صدایت میزنم بشنو صدایم

 

 

www.amh.blogfa.com

 رهگذار عمر

رهگذار عمر سیری در دیاری روشن و تاریک

رهگذار عمر راهی بر فضای دور یا نزدیک

کس نمیداند کدامین روز می آید

کس نمیداند کدامین روز می میرد

چیست این افسانه هستی خدایا چیست

پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست

کس نمیداند کدامین روز می آید

کس نمیداند کدامین روز می میرد

صحبت از مهرو محبت چیست

جای آن در قلب ما خالیست

روزی انسان برده عشق و محبت بود

جز ره مهرو  وفا راهی نمی پیمود

کس نمیداند کدامین روز می آید

کس نمیداند کدامین روز می میرد


سیاه و سفید

تو خراب من آلوده مشو

غم این پیکر فرسوده مخور

قصه ام بشنو از یاد ببر

بهر من غصه بیهوده نخور

تو سپیدی من سیاهم

خسته ای گم کرده راهم

تو به هر جا در پناهی

من به دنیا بی پناهم

تو طلوع هر امیدی

من غروبی نا امیدم

تو سپید و دل سیاهی

من سیاه دل سپیدم

نه قراری نه دیاری

که به آن رو بگزارم

به چه شوقی به چه زوقی

دگر این ره بسپارم

چه امیدی به سپیدی

که به رنگ شب تارم

تو سپیدی من سیاهم

خسته ای گم کرده راهم

گنه تو بی گناهی

بی گنه غرق گناهم

تو طلوع هر امیدی

من غروبی نا امیدم

تو سپید و دل سیاهی

من سیاه دل سپیدم

شوق بودن بوده تنها اشتباهم ، اشتباهم


 چشم من

چشم من بیا منو یاری بکن

گونهام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد

کاری از ما نمی یاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

هر چی دریا رو زمین داره خدا

با تموم ابرای آسمونا

کاشک میداد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گریه کنند

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

قصه گذشته های خوب من

خیلی  زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم

تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیچکی مثل من غم نداره

مثل من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه

چرا چشمم اشکشو کم میاره

خورشید روشن ما رو دزدیدن

زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه

فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

سرنوشت چشاش کوره نمی بینه

زخم خنجرش می مونه تو سینه

لب بسته  سینه غرق به خون

قصه موندن آدم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد

تا قیامت دل من گریه می خواد


 رهایی

کفتر کشته پروندن نداره

رو خاک و خونا کشوندن نداره

کفتر کشته پروندن نداره

کتاب کهنه که خوندن نداره

داره از تنهایی گریم میگیره

توی این شهر دیگه موندن نداره

کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم

مرغ پر بسته که کشتن نداره

وقتی کشتی  دیگه گفتن نداره

از یه در یچه ی تاریک و سیاه

پای  پیرو خسته دیدن نداره

اگه تو باغچه فقط یه گل باشه

گل اون باغچه که چیدن نداره

هر درختی که یه روزی پیر میشه

اون و از ریشه سوزوندن نداره

کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم

فصل مردن واسه من کی میرسه

وقت پرواز من از این قفسه

از من در به در این جا چی میخواهید

بگیرید اگر که مقصد نفسه  


 روزگار قریبیست...

دهانت را میبویند مبدا گفته باشی دوستت دارم

دلت را میپویند مبدا شعله ای در ان نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

وعشق را کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی است نازنین

و در این بن بست کج و پیج سرما آتش را به سوگوار سرود و شعرفروزان میدارند

به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی است

آنکه بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصاباناند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود

وتبسم را بر لبها جراحی میکنند و ترانه را بر دهان

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد


نفرین نامه  

شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی

هم بغض معصومت را نشکفته پرپر کردی

ننگت باد ای دست من ای هرزگرد بی نغض

آن سر سپرده ات را بی یارو یاور کردی

ای تکیه داده بر من ای سر سپرده بانو

با این نادرویشی ها آخر چرا سر کردی

دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر

بر من فرود آرینک بغضی که خنجر کردی

سر برده در گریبان بی خود تر از همیشه

حیف از نهایتی که با من برابر کردی

زهر این نفرین نامه جای خون در من جاری

این آخرین شعرم را پیش از من از بر کردی

دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر

برمن فرود آرینک بغضی که خنجر کردی

زجری همیشه بهتر با من ترحم هرگز

بر من فرود آرینک بغضی که خنجر کردی


   مرا به خانه ام ببر

شب آشیون شب زده چکاوک شکسته پر          

                 رسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر

        کسی به یاد عشق نیست کسی به فکر ما شدن 

          از آن تبار خود شکن تو مانده ایی و بغض من

            از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن

           از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن

          چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست

           مرا به خانه ام ببر که شهر شهر یار نیست

             مرا به خانه ام ببر ستاره دلنواز نیست

           سکوت نعره میزند که شب ترانه ساز نیست

          مرا به خانه ام ببر که عشق در میانی نیست

           مرا به خانه ام ببر اگر چه خانه .خانه نیست

            از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن

            از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن

           چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست

           مرا به خانه ام ببر که شهر شهر یار نیست


 www.amh.blogfa.com

                             چکاوک

           کجای این جنگل شب پنهون میشی  خورشیدکم  

                   پشت  کدوم  سد  سکوت  پر میکشی  چکاوکم

                   چرا به من شک می کنی من که  منم  برای تو

                   لبریزم از عشق  تو و سرشارم  از هوای   تو

   دست کدوم غزل بدم نبض  دل  عاشقمو            پشت  کدوم  بهانه ها پنهون کنم هق هقمو

   گریه نمیکنم نرو... آه  نمی کشم  بشین...         حرف نمی زنم بمون...بغض نمی کنم ببین..

  سفر نکن خورشیدکم  ترک  نکن  منو  نرو         نبودنت   مرگه  منه  راهی  این  سفر  نشو

   نزار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه        بری  تو و مرگ  من از رفتن  تو سر  برسه

   گریه نمی کنم نرو ... آه نمی کشم  بشین...        حرف نمی زنم بمون...بغض نمی کنم  ببین...

   نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام        صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام

  اگر چه من به  چشم تو کمم  .قدیمی ام  گمم        آتش فشان   عشقم  و   دریای    پر   تلاتمم

   گریه نمی کنم نرو....  آه  نمی کشم بشین...        حرف نمی زنم بمون...بغض نمی کنم ببین...

 


 بوی گندم

                بوی  گندم   مال  من       هر چی که دارم مال تو

                یه وجب خاک مال من       هر چی میکارم مال تو

                      اهل  طاعونی  این  قبیله  مشرقیم

                    تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ

               پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ

                    رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ

                بوی  گندم  مال  من        هر چی که دارم مال تو

               یه وجب خاک مال من        هر چی که دارم مال تو

                      تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش

                    من به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خواب

                         تن من خاک منه.ساقه گندم تن تو

                        تن ما تشنه ترن.تشنه یه قطره آب

                        شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا

                      شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا

                        تن تو مثل تبر تن من ریشه سخت

                     تپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت

                بوی  گندم  مال  من         هر چی که دارم مال تو

              یه وجب خاک مال من         هر چی میکارم مال تو

                     نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم

                     تو آخه مسافری خون رگت اینجا منم

                 تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه

          حالا با هر کی که هست هرکی که نیست داد میزنم

               بوی  گندم  مال  من          هر چی که دارم مال من

              یه وجب خاک مال من         هر چی که میکارم مال من


 شب اومد

بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد  

                                            به جونه خسته ام بازم تب اومد

  بازم  از  لاله  خونین   قلبم

                                            خدایا   بانگ   یارم .یارم  اومد

 شب  اومد  بازم  شب  اومد

                                            به جون خسته ام  بازم  تب  اومد

 هوا تاره چراغم  سوت و کوره

                                            تنم  داره  می سوزه  مثل   کوره

 خدایا  یار من کی  بر میگرده

                                            آخه  این  از خداوندی  به  دوره

چه کج دارو مریضی دارم امشب

                                           چه  درد  ناله  خیزی  دارم امشب

 خدایا  این  حبیبه  تا  طبیبه

                                          چه  مهمون  عزیزی  دارم  امشب

 شب  اومد  بازم  شب  اومد

                                          به  جون  خسته ام  بازم  تب  اومد


 آسمون با منو تو قهره دیگه

شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده              دلامون   جای غمه. لونه ی درده

 تو رو بی من منو دور از تو گذاشتن               چی بگم با من و تو دنیا چه کرده

 آسمون  با  من  و تو   قهره   دیگه                هر کدوم از ما تو یک شهره دیگه

 تو   دلم  این  همه  غم  جا  نمی گیره             چی بجز غم داره این دل که اسیره

 گفتی از یاد میره این غم ها یه روزی              تو دلم  ریشه  دوونده  دیگه  دیره

 آسمون  با  من  و تو   قهره   دیگه                هر کدوم از ما تو یک شهره  دیگه

 تو  میگی   نامه   نوشتی   نرسیده                از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده

 منم  امشب  واسه  تو   نامه  نوشتم                اما   اشکام   همه  رو  نامه  چکیده

 آسمون  با  من  و  تو  قهره   دیگه                هر  کدوم  از  ما   توی  یک   شهر


عروسک

عروسک قصه من گهواره خوابت کجاست

                               قصر قشنگ کاغذی پولک آفتابت کجاست

                               با و پر نقره ای  کفتر  عشقمو  کی  بست

                             آینه  طوطی منو سنگ کدوم  کینه  شکست

                             عروسک  قصه  من زخم  شکسته  با  تنت

                           بمیرم ای شکسته دل چه بی صداست شکستنت

                             صدای عشق من و تو که تلخ و گریه آوره

                              تو این سکوت نقره ایی شاید صدای آخره

               بعد از من و تو عاشقی شاید به قصه ها بره شاید با مرگ من و تو

                  عاشقی از دنیا بره عروسک قصه من سوختن من ساختنمه

                  تو این قمار بی غرور بردن من باختنمه عروسک قصه من

                   شکستنت فال منه این سایه همیشگی مرگه که دنباله منه

                 عروسک قصه من زخم شکسته با تنت بمیرم ای شکسته دل

            چه بی صداست شکستنت جغد های عاشق و ببین از پل آبی می گذرن

                عروسک قلبشون و به جشن بوسه می برند اما برای عشق ما

              اون لحظه آبی کجاست عروسک قصه من پس شب آفتابی کجاست


 گلایه

  رو   به   روی   تو  کیم   من یه   اسیر  سر سپرده      

       چهره      تکیده ای   که   تو  غبار  آینه   مرده

      من   برای     تو   چی   هستم     کوه     تنهای    تحمل     

      بین   ما     پل   عذابه    منه    خسته     پای    یه     پل

        ای   که   نزدیکی  مثل  من   به   اما    خیلی    دوری

      خوب   نگاه    کن  تا    ببینی   چهره   درد  و    صبوری

     کاشکی    می شد  تو  بدونی  من  برای  تو  چی   هستم

     از تو بیش از همه دنیا از خودم بیش از تو خسته ام

      ببین     که      خسته ام      غرور  سنگم   اما   شکستم

      کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکسته ام

      تو بخونی تو بدونی از خودم بیش از تو خسته ام

      ببین    که   خسته ام     تنها     غرور  عصای    دستم

      از  عذاب   با   تو    بودن   در   سکوت خود  خرابم

       نه    صبورم    و   نه   عاشق    من    تجسم      عدابم

        تو   سرا     پا  بی  خیالی   من   همه    تحمل   درد

       تو نفهمیدی چه دردی زانوی  خستم  رو تا کرد

        زیر   بارون   با   تو  بودن   یه  ستون   نیمه جونم

     این که اسمش زندگی نیست جون به لبها می رسونن


    سقوط

  وقتی که گل در نمی آد             سواری این ور نمی آد

                                          کوه و بیابون چی چیه؟

                   وقتی که بارون نمی آد               ابر   زمستون    نمی آد

                                         اینهمه ناودون چی چیه؟

                         حالا تو دست بی صدا . دشنه ما شعر و غزل

                           قصه مرگ عاطفه. خوابهای خوب  بغل   

                           انگار با  هم  غریبه ایم . خوبی ما  دشمنیه

                          کاش  من و تو می فهمیدیم  اومدنی  رفتنیه

                       تقصیر این قصه ها بود. تقصیر این دشمن ها بود

                         اونا  اگه  شب نبودن سپیده  امروز با  ما  بود

    کسی حرف من و انگار نمی فهمه           مرده زنده خواب و بیدار نمی فهمه

    کسی تنهایی رو از من  نمی دزده           درد ما  رو در و دیوار   نمی فهمه

    واسه ی تنهایی خودم دلم می سوزه        قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

                            سقوط  من در خودمه. سقوط ما مثل منه

                           مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه

                              دشمنی ها مصیبته سقوط ما مصیبته

                             مرگ صدام مصیبته . حقیقته حقیقته

                      تقصیر این قصه ها بود .تقصیر این دشمنا بود

                     اونا  اگه  شب  نبودن. سپیده امروز با  ما  بود


      حسود               

                           تو سینه این دل من می خواد آتیش بگیره

                          مونده سر دو راهی چه راهی چیش بگیره

                            یکی حالا پیدا شده قدر اونو می دونه

                            رگ خواب یار منو رقیب ن می دونه

         وای دارم آتیش می گیرم دیگه از غصه و غم دلم می خواد بمیرم

        وای    اگه  برگرده    پیشم براش  پروانه  میشم   ازش  جدا   نمیشم

       نمی تونه مرغ دلم از حسودی بمیره نمی دونه روی کدوم شاخه باید بمیره

        اگه یه روز ببینم کسی بذاش میمیره حسودی رو میاره دلم آتیش میگیره

                     میترسم حرفهای خوبی توی گوشش بخونه

                     می ترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه

         وای دارم آتیش می گیرم دیگه از غصه و غم دلم می خواد بمیرم

        وای   اگه   برگرده   پیشم براش   پروانه   میشم   ازش جدا  نمیشم


 خار

ای خدا من به کسی کاری ندارم                ولی زخم از همه خوردن شده کارم

 از غریب و کسی که وصله جونه                پشت پا خوردن و مردن شده کارم

 کاشکی هوشیاری نسیبم نمی شد                باعث    رنج   و   فریبم  نمی شد

 آخه   هوشیاری    غم    بزرگیه                کاشکی هوشیاری  نسیبم  نمی شد

 بعضی ها قید همه چی رو  زدن                بعضی ها        اسیر    اقبال    بدن

 اون بالا نشستی گوش کن ای خدا              چه     عذابیه    به    دنیا    اومده

 کاشکی هوشیاری  نسیبم  نمی شد               باعث   رنج   و    فریبم    نمی شد

 آخه   هوشیاری    غم     بزرگیه              کاشکی  هوشیاری  نسیبم    نمی شد

                         هر کجا پا می زارم هر جا که میرم

                         پیش  چشمام   میبینم   حلقه   داری

                         ای خدا من خودمم  هیچ    نمی دونم

                         چرا هر گل پیش چشمام میشه خاری

                         مرگ   تدریجی   شده  هستی   برام

                          نقش  خنده   دیگه  مرده   رو  لبام

 ای  خدا  هر  کسی از  راه میرسه             میکنه  چاه  دو  رنگی  پیش  پام

 کاشکی هوشیاری  نسیبم   نمی شد             باعث   رنج   و   فریبم   نمی شد

 آخه   هوشیاری    غم     بزرگیه             کاشکی  هوشیاری  نسیبم  نمی شد


نیستی

چنان  دل  کندم از دنیا که  شکلم شکل تنهایی است

               ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشای است

              مرا در اوج میخواهی تماشا کن .............تماشا کن

                دروغ این بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن

                 در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما

                 همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنهام

                  فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

                 دلم چون دفترم خالی. قلم خشکیده در دستم

                   گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

               به جزدرخود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم

               رفیقان یک  به  یک رفتن مرا با خود رها کردن

                همه خود درد من بودند  گمان کردم که همدردند

                   شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودن

                   به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودن


مصلوب

  به صلیب صدا مصلوبم ای دوست            تو  گمان  مبری مقلوبم  ای دوست

        شرف  نفس  من اگه شد  قفس من            به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

                            وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن

                          معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن

                         وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود

                          گفتنی ها رومیگفتیم اگه فرست یه نفس بود

       به  گناه  صدا   با   جرم   گفتن              اگه روی صلیب ویرون شدم من

      شرف نفس من اگه شد قفس من              به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

      تو شبهای سکوت فریاد من بود               ته  جنگل  خواب  بیداری من  بود

      از غروب هراس تا صبح موعود             تیغ  خشم  خلیل بر قلب  من  بود

                         در عذاب تشنگی گم حسرت من بوی گندم

                          بر دلم داغ  شقایق از عذاب تلخ  مردم

                       از کسی که مثل بختک تو شبام انداخته سایه

                        یه  سوال ساده  کردم  نفرت من شد  گلایه


 شقایق

 دلم مثل دلت خونه شقایق                چشام دریای بارونه شقایق

           مثل مردن می مونه دل بریدن            ولی دل بستن آسونه شقایق

            شقایق  درد من  یکی دو تا  نیست آخه درد من از بیگانه ها نیست

         کسی خشکیده خون من رو دستاش که حتی یک نفس از من جدا نیست

                            شقایق.آی شقایق گل همیشه عاشق

                                شقایق اینجا من خیلی غریبم

                               آخه اینجا کسی عاشق نمی شه

               عزای عشق غصه اش جنس کوه دل ویرون من از جنس شیشه

               شقایق آخرین عاشق تو بودی تو مردی و پس از تو عاشقی مرد

               تورو آخرسراب وعشق وحسرت ته گلخونه های بی کسی برد

                             شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق

             دویدیم .دویدیم و دویدیم                 به شب های پر از قصه رسیدیم

           گره زد سرنوشتامون و تقدیر              ولی ما عاقبت از هم بریدیم

            شقایق جای تو دشت خدا بود              نه تو گلدون نه توی قصه ها بود

                  حالا از تو فقط این مونده باقی که سالار تموم عاشقایی

                             شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق

                              شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق

آینه              

       دنیا   کوچک  تر از اونه  که ما  تصور  می کنیم

                  فقط با یک عکس بزرگ چشمامون رو پر می کنیم

                 به  روز  ما  چی  اومده  من و تو  خیلی  کم  شدیم

                 پاییز چقدر  سنگینی داشت  که  مثل ساقه خم شدیم

                 من  و  ما   کم   شدیم   خسته    از   هم   شده ایم

                بنده  خاک .خاک ناپاک خالی از معنای آدم  شده ایم

                رو  می کنم  به  آینه  رو  به   خودم   داد   می زنم

                 ببین   چقدر   حقیر    شده   اوج      بلنده    بودنم


  آشفته بازار

 دلم تنگ است.دلم میسوزد از باغی که میسوز

                 نه  دیداری نه  بیداری  نه  دستی از سر یاری

                 مرا  آشفته   می دارد  چنین   آشفته   بازاری

         تمام   عمر  بستیم  و  شکستیم         به جز بار پشیمانی نبستیم

         جوانی را سفر کردیم تا مرگ         نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

        عجب  آشفته  بازاریست   دنیا        عجب بیهوده تکراریست دنیا

        چه رنجی از محبت ها کشیدیم          برهنه  پا به تیغستان دویدیم

        نگاه  آشنا  در این  همه  چشم          ندیدیم   و   ندیدیمو   ندیدیم

        سبکباران   ساحل ها     ندیدن         به دوش خستگان باریست دنیا

       مرا در موج حسرت ها رها کرد       عجب  یار  وفا داریست   دنیا

        عجب   آشفته  بازاریست   دنیا        عجب بیهوده تکراریست دنیا

        میان آنچه باید باشد و نیست            عجب فرسوده دیواریست دنیا

      عجب خواب پریشانیست دنیا               عجب یار وفاداریست دنیا

        عجب دریای طوفانیست دنیا             عجب آشفته بازاریست دنیا


   پرنده مهاجر

ای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن

                       فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو و من

                         تو رفیق شاپرکها من تو فکر گلمونم

                     تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نونم

                       دنیای توبینهایت همه جاش مهمونی نور

                  دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور

             من دارم  تو آدمکها می میرم  تو برام از پریا قصه میگی

           من توی پیله وحشت می پوسم برام از خنده چرا قصه میگی

 کوچه پس کوچه خاکی در و دیوار شکسته آدمهای روستایی با پاهای پینه بسته

پیش تو یه عکس تازه اس واسه آلبوم قدیمی یا شنیدن یه قصه از یه عاشق قدیمی

 برای من زندگی اینه پر وسوسه پر غم یا  مثل  نفس  کشیدن  پر لذت دما دم

                        ای  پرنده  مهاجر ای  همه شوق پریدن

                       خستگی یه کوله باره روی رخوت تن من

                        مثل یک پلنگ زخمی پر وحشت نگاهم

                        میمیرم  اما هنوزم دنبال یه جون پناهم

                         نباید مثل یه سایه زیر پاها زنده باشی

                     مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا باشی


  هم صدا

             اگه هم صدام بودی.اگه هم صدام بودی

         هیچکی حریفم نمی شد       کوه اگه رو شونه هام بود

                             کمرم خم نمی شد

         تو  اگه خواسته بودی        آخ  تو  اگه  مونده  بودی

         موندنی  ترین   بودم         عمر  صدام  کم  نمی شد

         اگه  هم  صدام بودی         اگه   هم   صدام   بودی

             اگه زخمی می شدم به دست تومرحم بود

             زخم  قیمتی من  محتاج  مرحم  نمی شد

             اگه  بارون  عزیزبا  تو بودن می گرفت

             گل  سرخ  قصه مون تشنه شبنم نمی شد

             تو اگه خواسته بودی تو اگه مونده  بودی

             موندنی ترین بودم هیچکی حریفم نمی شد

            اگه هم صدام بودی عمر صدام کم نمی شد


      دستهای تو

                 ای که بی تو خودموتک و تنها می بینم

               هر جا که پا می ذارم تو رو اونجا می بینم

                  یادمه چشمهای تو پر درد و غصه بود

                  قصه غربت تو  قد  صد تا  قصه  بود

      یاد تو هر جا که هستم با منه داره عمره منو آتیش می زنه

              تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

              گونه های خیسمو دستهای تو پاک می کرد

          حالا اون دستها کجاست اون دو تا دستهای خوب

               چرا بی صدا شده لب قصه های خوب

              من که باور ندارم اون همه خاطره مرد

               عاشق آسمونها پشت یک پنجره مرد

               آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده

               انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده

    یاد تو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش می زنه


  گل بارون زده

   گل بارون زده من       گل  یاس  نازنینم              میشکنم پزمده میشم 

      نزار  اشکاتو  ببینم    تا همیشه تو رو داشتن       داشتن    تمام    دنیا

      از تو و اسم تو گفتن   بهترین همه حرفهاست      با  تو  با  تو  اگه  باشم

      وحشت از مردن ندارم   لحظه هام پرمیشه از تو   وقت غم خوردن ندارم

      ای غزل وازه دل تنگ      که همه تنت کلامه         هنوزم   با   گل   گونت

      شرم اولین سلامه      ای تو جاری توی شعرم   مثل  عشق و خون و حسرت

     دفتر شعر من از تو           سبد خاطرهامه         ای گل شکسته ساقه.گل پرپر

        که به یاد هجرت پرنده هایی            توی یاس مبهم چشمات می بینم 

        که به فکر یه سفر به انتهایی            سر  به  زیر  دل شکسته  نازنینم  
  
     اگه ساده است واسه تو گذشتن از من     مرثیه  سر  کن  برای  رفتن  من 

                                  آخه مرگ واسه من از تو گذشتن     

      گل بارون زده من         اگه دل تنگم و خسته             اگه پیچیدن طوفان  

      ساقه منم شکسته      می تونم خسته گیها تو          از تن پاکت بگیرم

                     میتونم برای خوبیت      واسه ساده گیت بمیرم        


چشم من

  چشم من بیا منو یاری بکن                 گونه هام خشکیده شدکاری بکن

غیرگریه مگه کاری میشه کرد              کاری از ما نمی یاد زاری بکن

  اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد              تا قیامت دل من گریه می خواد

  هر چی دریا رو زمین داره خدا            با  تموم  ابرهای  آسمونها

  کاشکی می داد همه رو به چشم من         تا چشام به حال من گریه کنن

  اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد                 تا قیامت دل من گریه می خواد

   قصه  گذشتهای   خوب  من             خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

  حالا باید سر روزانوم بزارم                تا قیامت اشک حسرت ببارم

  دل هیچکی مثل من غم نداره                مثل من غربت و ماتم نداره   

  حالا که گریه دوای دردمه                  چرا چشمم اشکشو کم می یاره

  خورشید روشن ما رو دزدیدن              جای اون ابرای سنگین کشیدن

 همه جا رنگ سیاه و ماتمه                  فرصت  موندنمون  خیلی  کمه

  اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد              تا قیامت دل من گریه می خواد

  سرنوشت چشاش کوره نمی بینه          زخم خنجرش می مونه توسینه

              لب بسته سینه غرقه به خون قصه موندن آدم همینه

   اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد


 تلافی

عاقبت ظلم تو رو یک روزتلافی می کنم        اشکامو پاک می کنم با دل تبانی می کنم

    میاد اون روزی که تو قهر دلم روببینی          چشماتو باز بکنی حقیقت و خوب ببینی

    میاد اون روزی که من غم دلمو چاره کنم      میاد اون روزی که من غم دلمو چاره کنم

   اگه اون روز برسه من هم برات ناز میکنم      باغم و غصه و دردم تو رو دم ساز میکنم

  اگه دل تب بیاره من هم به اون روز میرسم        روی ابرها می شینم به آسمونها می رسم

    تو میخوای تا می تونی دل منو خون بکنی            با رقیبام بشینی منو تو دیوونه کنی 

    اما هر روز خوشی تنگه غروبی هم داره         شبهای سرد و سیاه صبح سپیدی هم داره

 


  تکیه بر باد

  به خیالم که تو دنیا        واسه تو عزیزترینم

     آسمونها زیر پامه          اگه با تو رو زمینم

     به خیالم که تو با من         یه همیشه آشنایی

     به خیالم که تو با من        دیگه از همه جدایی

     من هنوز نگرانم            که تو حرفهامو ندونی

    این دیگه یه التماسه         من می خوام بیای بمونی

     منو تو چه بی کسیم           وقتی تکیه مون به باده

      بد و خوب زندگی            منو دست گریه داده

      ای عزیز هم قبیله             با تو از یه سرزمینم

      تا به فردای دوباره             با تو هم قسم ترینم

    بد و خوبمون یکی بود       دست تو.تو دست من بود

      خواهش هر نفسم             با تو هم صدا شدن بود

       با تو هم قصه دردم         هم صداتر از همیشه

      دو تا هم خون قدیمی        از یه خاکیم و یه ریشه


 دل من

       دل من دیگه خطا نکن           با غریبه ها  وفا نکن 

      زندگی رو باختی دل من          مردم وشناختی دل من

      تا به کی سراپا حقیقتی           تا به کی خراب محبتی

      هم نشین اینو اون شدی        خسته  و پریشون شدی

     دشت بخت تو کویر میشه       مرغ آرزوت اسیر میشه

     رو   به   روت   سراب              پشت    سر    خراب

     ساکت وصبوری دل من           مثل بوف کوری دل من

     زندگی رو باختی دل من          مردم و شناختی دل من


شقايق

دلم مثل دلت خونه ، شقايق
چشام درياي بارونه ، شقايق
 مث مردن مي مونه دل بريدن
ولي دل بستن آسونه شقايق
شقايق درد من ، يكي دو تا نيست
آخه درد من از بيگانه ها نيست
 كسي خشكيده خون من رو دستاش
 كه حتي يك نفس از من جدا نيست
 شقايق آي شقايق ، گل هميشه عاشق
شقايق اينجا من خيلي غريبم
آخه اينجا كسي عاشق نمي شه
 عزاي عشق غصه ش جنس كوهه
 دل ويرون من از جنس شيشه
 شقايق آخرين عاشق تو بودي
تو مردي و پس از تو عاشقي مرد
 تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه هاي بي كسي برد
شقايق واي شقايق ،‌ گل هميشه عاشق
دويديم ،‌ دويديم و دويديم
 به شب هاي پر از قصه رسيديم
گره زد ر نوشامو تقدير
ولي ما عاقبت از هم بريديم
شقايق جاي تو دشت خدا بود
نه تو گلدون ، نه توي قصه ها بود
حالا از تو قفط اين مونده باقي
كه سالار تموم عاشقايي
شقايق اي شقايق ، گل هميشه عاشق
شقايق واي شقايق ،‌ گل هميشه عاشق

 

www.amh.blogfa.com


نظرات خود را در قسمت زیر با ما در میان بگذارید 

لينک ثابت |چهارشنبه 17 اسفند1384| موضوع: |

آخرين مطالب

یک قدم تا دنیای این روزای من
عبدی یمینی خدانگهدار
این هم از این...
15 بهمن آمد
از امان از تا معجزه ی خاموش
برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید
داریوش در اینترنت
سلطان صدای ایران داریوش اقبالی
کس نمیداند کدامین روز میمیرد (تورج نگهبان)
راهی
پرویز مقصدی هم گرفتار مرگ شد!
منو ما کم شده ایم خسته از هم شده ام
هر چی بگم کمه...
خبر لغو کنسرت 3 فروردین در باکو !
عکس های داریوش اقبالی و دوستان
آهنگساز بزرگ بابک بیات دوست ویار صمیمی داریوش
کلیپهای داریوش
اهنگهای 8/6 داریوش
داریوش در 30نما
عکس داریوش و دوستان
پیام های داریوش
عکس ( Dariush Eghbali )
عکس (داریوش اقبالی)
عکس های سیاه و سفید
متنهای شعر های داریوش


درباره ما

مرامنامه ی انجمن هواداران داریوش

- ما برای وصل کردن آمدیم -

ایجاد رابطه میان تمامی هواداران داریوش عزیز در سر تا سر کره ی خاکی و در پی آن شکل گیری دوستی و همدلی میان اعضای انجمن.

" دوستی کلید درهای بسته است و مرهم دل های شکسته "

احترام به عقاید دیگران در عین وجود تضاد در اندیشه و تفاوت در افکار و شخصیت یکدیگر.

حفظ حرمت و پرهیز از بی احترامی به تمامی اشخاص به خصوص دیگر هنرمندان سرزمین عزیزمان و هوادارانشان.

" دل جایگاه مهر است، نه جای جوشش و کینه "

پشتیبانی و حمایت مستمر از شخص داریوش عزیز در تمامی فعالیت های هنری، اجتماعی و انسانی ایشان.

پرهیز از سطحی نگری و اقدامات متعصبانه و منسوخ شده در فعالیت های هواداران از جانب اعضای انجمن

تمامی اعضاء صرف نظر از سابقه، سن و ... برای فعالیت و خدمت در انجمن از شرایطی یکسان و برابر برخوردار می باشند و هر کدام از ما تنها یکی از هواداران بیشمار داریوش عزیز هستیم که در سایه سار حضور حقیقی داریوش نازنین، به زیر سقف آسمانی این انجمن گرد هم آمده ایم.

بیان آزادانه و صادقانه ی نظرات و انتقادات اصولی و به جا ضمن دوری جستن از دخالت و تصمیم گیری در رابطه با امور شخصی، رفتاری و فعالیت های هنری - اجتماعی داریوش عزیز.

انجمن هواداران داریوش تحت مالکیت شخصی هیچ فردی قرار نداشته و فرد فردِ دوستداران داریوش عزیز مالک معنوی انجمن می باشند.

پيوند روزانه

عکس با بازیکنان فوتبال
عکس قدیمی با ناصر حجازی
داریوش و کیوان و ناصر حجازی و محمد صادقی و پرویز بادپا و منصور رشیدی
عکس جدید داریوش و امیرقاسمی
داریوش و داستان اسیدپاشی
عکس داریوش در دورانه طفولیت
رضا بیک ایمانوردی و بهروز وثوقی و داریوش
داریوش و گوگوش
گوگوش و داریوش
سری عکسهای داریوش و گوگوش
کلیپ جدید داریوش به نام شکنجه گر
یک عکس رنگی قدیمی از داریوش اقبالی
عکس قدیمی از داریوش
عکس قدیمی داریوش
داریوش و سعید راد
عکسهای کمیاب داریوش و گوگوش
عکس داریوش و ونوس همسرش-2009
مجله
پشت نواری
عکس جدید داریوش
شعر شعرای قدیمی ایران
عکس از فیلم فریاد زیر آب داریوش
مجله جوانا اسد پاشی روی داریوش
مجله جوانان سال 1357
زندگی نامه و آثار زنده یاد عبدی یمینی آهنگساز- Abdi Yamini pictures
عکس پس زمینه از داریوش با کیفیت عالی سیاه سفید
عکس داریوش اقبالی جدید 2010
عکس جدید داریوش
عکسهای داریوش و فرید زلاند
پرسش و پاسخ از داریوش در سایت صدای آمریکا
عکسهای داریوش اقبالی و بهروز وثوقی
عکسهای بزرگداشت بهروز وثوقی
عکسهای جدید کلیپ سلول بیمرز
داریوش اقبالی و بهروز وثوقی- عکس جدید 2010 به مناسبت بزرگداشت بهروز وثوقی در گیپسن امفیتیئتر
سالگرد عبدی یمینی
عکسهای فیلم فریاد زیر آب
داریوش در مراسم درگذشت جهان
عکس های داریوش و ابی
عکس جدید داریوش و سیروس کردونی کارگردان
خرید آلبوم دنیای این روزای من در ایران
جشن 7 سالگی داریوش
داریوش در نوروز 1389
عکسهای نوروز 1389
عکسهای نوروز 1389
برای رای دادن به داریوش و همچنین خوانندگان ایرانی کلیک کنید
کنسرت عید نوروز داریوش
یک مصاحبه کاملا متفاوت از زبان علی گزرسز
دانلود آهنگ دسته جمعی هنرمندان ایرانی و خارجی برای ندا آقا سلطان
شما طرفتار کی هستید؟!



*ما فقط وبلاگ ها و سایت های موثر و بزرگ را لینک میکنیم.* براي تبادل لينک ابتدا لينک ما را با نام: بزرگترین وبلاگ هواداران داریوش اقبالی - متنهای شعر های داریوش در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد.

لولگوي دوستان

<--- لوگوي شما --->

تبلیغات

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

پول تبلیغات شما به بنیاد آینه داده خواهد شد.

 

اولین سایت فارسی زبان در رابطه با بیماری اعتیاد.
------------------------------

نظرسنجی

Copyright © 2004 - 11

Powered by: BLOGFA|designer: Afshin.Mohammad.Hashemi